تبلیغات
leftthand

 لینكدونی ..

دفتر خاطرات...-

نجومی کننده...-
آمار

ARCHIVE
 

 

 جستجو در بلاگ..

 

 خبرنامه ..

 

 آمار ..

امروز .... 

دیروز ....

در كل ...



چهارشنبه 30 آبان 1386:

 

كاش از لاغری بمیرم

1_ اولین بار كه رژیم می گیرم یك ساله ام. گردوقلمبه و تنبل. حاضرنیستم یك قدم راه بروم. در عوض شعر می خوانم و قصه تعریف می كنم. مادرم یواشكی برایم گریه می كند و فكر می كند فلج مادرزاد هستم. دكتر برایم برگه رژیم می نویسد و یواشكس به مادرم می گوید: یك پرده گوشت اضافه، نفرینی كه هیچ وقت دست از سرم برنمی دارد.

2_ افلاطون در رساله چهره شناسی اش می نویسد: چاق ها مهربانند و كم عقده. چون گرسنه نمانده اند و احتیاجی به چك وچانه ندارند. بعدهم اضافه می كند: این آدم ها به خاطر نداشتن اعتمادبه نفس وخودخواهی كافی ، آدم های كم توقعی در دوستی نیستند……(البته این تفسیری است كه هنكل روان شناس بر رساله افلاطون می نویسد )

3_ مامان كاغذ رژیم را می زند بر روی یخچال، یك هفته مرغ پخته و كرفس و هویج…… 11 ساله ام و با دهن باز به خواهرم نگاه می كنم كه بستنی از گوشه دهانش سرازیر شده روی یقه پیراهنش. خواهرم به قیافه من می خندد وبستنی را به طرف من دراز می كند. بستنی توت فرنگی خوشمزه است و من آن را مثل یك غنیمت جنگی می چپانم تو حلقم و بعد هم یك پس گردنی می خورم.

4_ صبحانه: چای وخرما. میان وعده: كرفس وخیاروكاهو. ناهار: گوجه2عدد، فلفل 1 عدد، قارچ 3 عدد، بامیه 100 گرم. عصرانه: خیار، كاهو،كرفس. شام: سالادخیاروكاهو وكرفس وكرفس به همراه جعفری ، فلفل، خیارشور، كوجه، قارچ به مقدار دلخواه.

5_ ما هركدام یك جوررژیم داریم. رژیم من آن كاغذ بالایی است. رژیم خواهرم این طرف یخچال چسبیده و رژیم پدر فقط مرغ پخته بی نمك است. مامان روزی 5 جور غذا درست می كند. چون خواهر كوچیكه عاشق پلوست و بت این علف ها سیر نمی شود، من 18 ساله ام. گرینه و لاغر وخسته و خیلی دلم می خواهد از لاغری بمیرم

6_ افلاطون درباره خنده شاد آدم های چاق می نویسد. و صمیمانه بودن لبخند و شوخی هایشان. آدم های لاغر از نظر او خشك و اتوكشیده اندو عقده ای. و هرجا می نشینند با خودشان دلتنگی می آورند.

7_ به قیافه مجسمه بودا نگاه كنید. چهره مهربانی كه نشانه همه خوبی ها و پاكی ها از نظر مردم شرق دور است. بودا یه كم تپل است. مگخه نه؟

8_ شب صدای عجیبی می آید. مثل بازشدن در یخچال. پاورچین خودم را می رسانم آشپزخانه. مامان دارد شیرینی از یخچال كش می رود. مدت هاست كه مریض است و زمان و مكان را تقریباً از یاد برده. اسم ما راهم بلد نیست اما مزه شیرینی را خوب بلد است. در یخچال را كه می بندد كاغذ رژیم من از رو در سفید پرمی كشد و می افتد روی زمین.

9_ آزمایشم را می گیرم. كلسترول از حدنرمال پایین تر، تری گلیسیرید از حدمرنال خیلی خیلی پایین تر، كم خونی خطرناك، كمبودآهن خطرناك. آقای دكتر می خندد كه احتمالاً جواب آزمایش شما ازبیافرا آمده و من یاد بستنی خوشمزه توت فرنگی می افتم.

10_ ((صورت های گرد آدم هایی اند كه می خواهند ارتباط برقرار كنند. صورت های باریك آدم هایی هستند خوددار و كم حرف. صورت های گرد می خندند و صورت های باریك گریه می كنند)) 2 خط از كتاب چهره شناسی برای تئاتر، همین.

11_ یك نفر می گوید چرا هر روز ماست و خرما می خورم. یك نفر دیگر غر می زند چاق بودن بد نیست، حداقل در حد نرمال. یك نفر دیگر با تعجب نگاهم می كند و می پرسد چرا رژیم می گیری، مگه چاقی؟ اما من 18 ساله نیستم، چاق هم نیستم و اعتماد به نفس و صمیمیت آدم های چاق را هم ندارم. اما دوست دارم بخندم و موقع دیدن آدم ها حس خوبی تو دلشان بگذارم. درست مثل الاكلنگی كه نه این طرف می افتد نه آن طرف. هر روز ماست و خرما می خورم و هی الكی می خندم.

 

مینو +عمومی , +

ویرایش در [-] || [-]

[05:11 ق.ظ] || [+]

Comments []

 

 

 

سه شنبه 22 آبان 1386:

 

اندر مقامات طنازان تلویزیونی ایران

مهران مدیری:

توصیف عمومی

: نوعی تلقی 6 تیغه از مقوله طنز. كسی كه حركات ماهیچه های چشم ، عضلات لپ و مهره های گردن را وارد عالم بازیگری كرد. یك جور تنبلی خلاق كه رموز دلبری یكجا از مسئولان ، مخاطبان و اسپانسرها را به خوبی می داند. زوج او و پیمان قاسم خانی حتی از زوج منوچهر آذری و فرهنگ مهرپرور هم بهتر جواب داده است. تنها كسی كه در تلویزیون ایران می تواند از كلمه (( فرت )) استفاده كند .

شگردها

: ناز و ادا ، تكه كلام، قهرهای ادواری، استفاده مفرط از ژیلت.

آینده شناسی

: قطع نخاع و سرطان ریه هم نمی تواند مانع شود تا او مردم را بخنداند.

رضا عطاران

توصیف عمومی

: معولا جدی ترین لحظات زندگی او خنده دارترین اوقات تماشاگرانش را شامل می شوند. تبلور نوعی خونسردی توام با خنگی كه بازخورد خنده داری در مخاطب ایجاد می كند. دزد تمام سریالهای ماه رمضان. معمولا وقتی هم جلو و هم پشت دوربین مشغول می شود سریالش به سمت لای باقالی ها میل می كند. در آخرین فیلم سینمایی اش او توانست در یك نمای هیجان انگیز ( نمای زیر كرسی در فیلم هوو ) با ارائه تركیب موجزی از زیر شلواری آبی مرسوم مردان ایرانی و نمای درشت اندامها، بینندگان را تا حد مرگ هیجان زده كند. او آنقدر خونسرد است كه آدم فكر می كند نكند واقعا مثل بعضی از موجودات آبزی دمای بدنش متغییر است!

: تبلور تمام گردی های عالم هنر. او حتی حاضر نیست یك درخت صنوبر هم از او در سریال جلوه بیشتری داشته باشد. كلوزآپ لپهای او بهترین فاكتوری است كه با استفاده از آن می توان بچه ها را برای غذا خوردن تشویق كرد. تعریف او از كار گروهی عبارت است از كاری كه در آن مهران غفوریان كارگردان و تهیه كننده باشد، نقش اول، دوم، سوم و احتیاطا چهارم را هم خودش بازی كند و بازیگران دیگر هم حداكثر حد اكثر نقششان این باشد كه زمینه را برای طلوع تواناییهای او فراهم كنند.از بعد از (( زیر آسمان شهر 3 )) او به زیر زمین هنر ایران نقل مكان كرده است. اكبر عبدی درباره او گفته است : (( وقتی به مهران نگاه می كنم نگران سلامتی خودم می شوم.! ))

شگردها

: لرزاندن چربی های انباشته شده، تقلید صدای داریوش ( پادشاه هخامنشی مد نظر است. ) برخورد با هر گونه شی تیز و برنده، رفت و آمد در راه پله ها.

آینده شناسی

شگردها : كل كل انداختن با مهران مدیری

آینده نگری : كل كل انداختن با مهران مدیری

: او در آینده نه چندان نزدیك زیر آسمان شهر n را به روی آنتن خواهد فرستاد و .... 

جواد رضویان

توصیف عمومی

: كمپلكس از دهان و دندان. كه وقتی باز می شوند می توان تمام نبایدهای آناتومیك یك عضو را در آنها تماشا كرد. هنر او این است كه می تواند با این اعضاء مردم را بخنداند. او به تنهایی مخترع چند مدل لهجه ایرانی است . معمولا در مقابل دوربین و هنگام مصاحبه چنان پسر دسته گلی است كه به تنهایی می تواند نواقص دكور برنامه را هم رفع كند. او هم جدیدا دچار سوء تفاهم برنامه سازی و كارگردانی شده است

.

شگردها: درآوردن صدای قوری، گره زدن دست و پا به هم، باز كردن دهان با زاویه 90 درجه بین فكین .

آینده نگری

: دختر 18 ساله را هم با گریم استاد خرناس، خودش بازی می كند. او ترك است، اما عربی، كرمانشاهی، شمالی و یزدی را هم تقلید می كند. او به شدت در كار خود نوگرا است و در طنز او مفاهیم بدیعی چون جنس كوپنی، ازدواج فامیلی، صف ترس از همسر، و البته استاد خرناس حرف اول را می زند.

شگرد

: پیچ و تاب دادن صدا، گریم استاد خرناس، نگاه عاشقانه- قاتلانه به موفقیتهای مهران مدیری.

آینده نگری

: استاد خرناس و .... كماكان استاد خرناس....

رضا شفیعی جم

توصیف ظاهری

: او یقینا از چند ناحیه بدن پیوندی است. كافی است اراده كند تا هر یك از ماهیچه های صورتش به یك سمت منقبض شوند. او از معدود بازیگران تاریخ است كه در عرض یك سال چنان تلاش كرد كه توانست از نظر حجمی از نقشی كه داشت (بامشاد) پیشی بگیرد. نقل است كه بعد از آن بچه ها وقتی می خواستند به هم بگویند توپ منو بده می گفتند اون شفیعی جم و بده بیاد! از القاب او رضا چشم نعلبكی، خیابان جم و بامشاد است.

شگرد

: او به طور كلی شگرد است، معمولا بهترین شگرد او برای خنداندن تماشاگر جدی بازی كردن است!

آینده نگری

: او به زودی در یك سریال جدی تاریخی ظاهر خواهد شد و یك سره سریال را ....

Smiley

فتحعلی اویسی

توصیف ظاهری

: نوعی خانه سالمندان متحرك كه می تواند در این سن و سال دل جوانش را به همه نشان دهد. ! او ابتدا تكه كلامهایش را كه معمولا اصوات نامفهومی هستند انتخاب و بعد نقش ( حالا هر چه كه باشد ) قبول می كند.

قدما گفته اند كاشف آدم كه مهدی مظلومی باشد، بهتر از این نمی شود

. حیف كه به ما گفته اند رعایت سن و سال مردم را بكنیم و گرنه می گفتیم شلنگ تخته انداختن و تقلید صدا آدم را بازیگر طنز نمی كند.

شگردها

: چرخش دست ، پوشیدن انواع لباسهای مسخره، خوردن باقالی پلو با گوشت....

آینده نگری

 

برگرفته از چلچراغ

 

: همیشه پیش از آن كه فكر كنی اتفاق می افتد.

 

 

مهران غفوریان

توصیف عمومی

م

 

مینو +عمومی , +

ویرایش در [-] || [-]

[04:11 ق.ظ] || [+]

Comments []

 

 

 

دوشنبه 7 آبان 1386:

 

دیکشنری پسران ایرانی

جفتك می زنم پس هستم

دختر

: موعی دستگاه بهانه گیر. انگیزه ای كه آدم مثل خر كار كند. طیف آن از اهل تریپ پسركش شروع و تا شیربرنج سیب زمینی نما ادامه می یابد. كسی كه درس می خواند. درس می خواند . درس می خواند والبته یك هنر دیگر هم دارد كه آن هم این است درس می خواند. احتمالاً اگر كاشتن ابرو نبود دخترها با كاشتن ابرو وبرداشتن قسمت های اضافی دماغ سعی در زدن پوزپسرها می كردند. معمولاً رفتن به سربازی را مثل دسته هونگ برسرپسرها می كوبند.

پدر

ماشین

: وسیله ای كه با آن آدم اوقات فراغتش را كه چیزی حدود 20 ساعت مفید در شبانه روز است در حاشیه خیابان های شهر پر می كند. معمولاً باید با آن گازید تا موتورش از حلقش دربیاید. نصب انواع دزدگیر، بادگیر وسراگزوز و انواع خفن آلات دیگر باعث می شود آدم ذره ای از قافله جوانان وپیرمردان ساده سوار پیاده شود. لایی می كشم پس هستم. البته با تابلو كردن ماشین موردنظر كمی موارد منكراتی گریبامگیر آدم می شود كه آن را هم بی خیال. ماشین صافكاری نقاشی نشده ماشین دخترها و كودكان نابالغ است.

درس

: ضدحالی كه از ب كمپلكس هم بدمزه تر است. معمولاً پدرها و مادرها با كوبیدن آن برسرپسرشان ابتدایی ترین حقوق یك بشر (مثل اجاره خانه مجردی، پول توجیبی یورویی) را از آدم دریغ می كنند. شاعر دراین باره گفته است:

از درس سخن گفتن وشنیدن با مردم بی درس ندانی كه چه درد است

خواهر

: كسی كه باعث ارتعاش رگ آدم می شود. تعقیب او و ریختن پته اش روی آب لذت بخش ترین تفریح بشری است. معمولاً با لوس كردن خود پیش پدر و مادر سعی می كند امتیازهای دولا پهنا بگیرد. اما خوب وقتی پای تقسیم ارث و این ها می رسد چنان ضایع می شود ، چنان ضایع می شود كه نایژك های آدم هم حال می آید

.

: صاحب پول. انواع باحال آن با به یاد آوردن خاطرات دوران جوانی و نوجوانی خود ضربه ای به پشت سر پسر خود زده و با گفتن الفاظ تحبیبی چون : ((ای پدرسوخته)) ((ببین چی تربیت كردم)) او را به سمت هدف مشایعت می كند. ورژن های ضدحال آن هم به مثابه سد كرج در مقابل جفتك پرانی های محصول زندگی اش مقاومت می كند.

 

مینو +عمومی , +

ویرایش در [-] || [-]

[04:10 ق.ظ] || [+]

Comments []

 

 

 


 مباحث ..

عمومی...9

طنز...0


 

 نویسندگان..

مینو...9


 

 آرشیو ..

آبان 1386...3

مهر 1386...1

شهریور 1386...1

مرداد 1386...4


 

 صفحات ..

1 2 3

 

 نوشته های پیشین..

..-
..-
..-
..-
..-
..-
..-
اس ام اس جدید چی داری؟..-
..-

Email
[yahoo]

.(C) Copyright

All Right Reserved

Alireza Asgari !!